تبليغاتX
نوشته های تنهاترین پسر دنیا -
دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد - غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد

سفره را گستردیم
سفره اینجا پاره است!
سیزده،
نحسی‌اش را
هدیه داده است به ما!


هفت‌سین کلبه‌ی ما امسال
پنج سین کم دارد؛
جز همان سین سفره
و...
سیگارِ من که دود می‌شود

سفره دیگر سین ندارد!

می‌گردم!

یادم آید نیم‌شبی گفتی:
نوروز بی‌هفت‌سین
سال بد را خبر می‌دهد!
می‌گردم!
اما،
بین خودمان باشد:
سالی که با تو آغاز شود؛ دیگر بدی ندارد!
باز هم می‌گردم!
راستی
سایه‌ام را
که همیشه افتاده بر پنجره‌ی اتاق توست
اضافه‌ی سین‌ها کن!
- ساعت‌ام را
که دیگر سال‌هاست
قانون حرکت را از یاد برده است
کنار سفره جا می‌دهم؛
ساعتی که یادگار پدر بوده است!-
سادگی‌ی من رو را هم بگذار به حساب سین‌ها!
تا این‌جا می‌شود پنج سین!
و هنوز دو تای دیگر مانده تا سالی خوب!
همین سال هم که دیگر از راه رسیده
سین شش‌ام باشد!
و این آخرین سین؛
باشد
سرمه‌ی چشم‌های تو!
که تنها به خاطر تو
و برق نگاه‌ توست
این هفت‌سین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ارزش عميق هر كسي به اندازه حرفهايست كه براي نگفتن دارد . هميشه سكوت كردمو اما سكوتم نه از سر رضايت بلكه هميشه گذشت بود و گذشت ... و هيچ شناخته نشد دربرابر همه حرفها و تهمتها ! حالا من گرفتار سنگيني سكوتي هستم كه شايد قبل از هر فريادي لازم است .
چه دنياي بدي است که هر كس را به اندازه اي كه هست احساسش نمي كنند بلكه به اندازه اي كه احساسش مي كنند هست ! شايد بايد اينگونه ماند و اينگونه بهتر باشد اينگونه بمانم چون حرف دل تا زماني زيباست كه فهميده شود نه تا وقتی بگویی ! ! !

اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من !



نوشته های پیشین
شهریور 1387
تیر 1387
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM