![]() |
![]() |
|
| دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد - غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد |
|
من خسته م ... !
من بی نهایت خسته م ..! من دیگه در این دنیا نیاز به هیچ بنی بشری ندارم ... ! من نه نیاز به سیگار دارم نه قهوه نه کاغذ ... !! من خسته م ... ! بی انتها خسته م ... ! من بد گم شده ام ..! من تکه تکه شده ام ..! تکه پاره شده ام ..! من ریز ریز شده ام ..! من در این دنیا دیگر نیاز به هیچکس ندارم ... ! حتی خودم ... ! کهنه شدم ... ! رنگ باخته ام ... ! من خسته م ... ! از تکرار مدام ... از ترس رفتن مدام ... از ترس هیج وقت نیامدن مدام ... از توهم خیانت مدام ... از تزلزل عشق مدام ... !! من خسته م ... ! من له شدم زیر دست پا زدن های مدامم ... ! اینجا که برایتان می نویسم ته ته خط است ... !! ته ته خط ... من دیوانه وار خسته م ..!! دیگر هیچ نقطه ای نمانده که اغاز گر خطی تازه باشد ... !! اینجا ته ته من است ... !!
خداحافظ ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ارزش عميق هر كسي به اندازه حرفهايست كه براي نگفتن دارد . هميشه سكوت كردمو اما سكوتم نه از سر رضايت بلكه هميشه گذشت بود و گذشت ... و هيچ شناخته نشد دربرابر همه حرفها و تهمتها ! حالا من گرفتار سنگيني سكوتي هستم كه شايد قبل از هر فريادي لازم است .
چه دنياي بدي است که هر كس را به اندازه اي كه هست احساسش نمي كنند بلكه به اندازه اي كه احساسش مي كنند هست ! شايد بايد اينگونه ماند و اينگونه بهتر باشد اينگونه بمانم چون حرف دل تا زماني زيباست كه فهميده شود نه تا وقتی بگویی ! ! ! اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ! |
|
RSS
|